تبليغاتX
ترکمورونو -
تبليغات
پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به اين وبلاگ خوش آمديد . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ ياري رسانيد .

ايلخانيان خردمندترين اصلاح طلبان ايران

 

 

 

 

 

 

سلسله ايلخانيان در سال 664 هجري قمري با كم توجهي يكي از نوادگان چنگيزخان به خان بزرگ امپراطوري بزرگ مغول كه در مغولستان يا چين مستقر بود تاسيس شد. مهمترين فرمانرواي اين سلسله غازان خان بود كه با استقلال قلمرو خود بوسيله قرار دادن تبريز به عنوان پايتخت در كل حساب خود را از امپراطوري مغول جدا كرد. غازان خان با آنكه در ميان سپاهيانش از همه كوتاهتر بود اما بواسطه بلندي خردش رداي شاهي برتن كرد.

 از خرد اين شاه همين بس كه عوايد املاك وسيعي را براي هميشه وقف نگهداري مراكز علمي و پژوهشي اعم از مدرسه و دانشگاه و رصدخانه كرد و تبريز را به شهري عزيم با ثروت و كالاي فراوان و بناهاي زيبا بدل كرد.

اين شاه خردمند پيشرفت در دانش را همسنگ گسترش مذهب ارج مي نهاد چنانكه دو مدرسه، يك دانشگاه فلسفه، يك كتابخانه، يك رصدخانه و يك مسجد بنا كرد و بزرگترين دانشمندان و پزشكان و علماي زمانه را فراخواند و در آن مراكز به كار گماشت. وي پي برده بود كه دينورزي بدون تعقل و خردورزي به انجماد سياهي مي انجامد كه در نهايت به شقاوت مردم و مملكت مي انجامد. غازان خان آنچنان مدبرانه سياست ورزيد كه پس از او نيز چراغ اصلاحات خاموش نشد و در زمان سلطنت برادرش توسعه فرهنگ و رونق دانش و ادب ادامه يافت.

 چنانكه در اين دوران خواجه رشيدالدين فضل الله وزير با ابتكاري نو اقدام به سازماندهي و انسجام نيروهاي موجود كرد.

 وي چهارصد نفر از دانشمندان و حكماي الاهي و فقها و محدثين را در خياباني به نام خيابان دانشمندان منزل و ماوا داد و براي هر يك از ايشان مستمري و غذا و هزينه لباس وامكانات رفاهي مقرر داشت. همچنين هزينه معاش هزار نفر از دانشجويان مراكز علمي را عهده دار شد تا ايشان بتوانند در آسايش و رفاه به كسب دانش بپردازند. اين وزير دانا پزشكاني كه از هند و چين و مصر و شام به تبريز آمده بودند را ارج نهاد و محله اي نيز براي آنان در پشت بيمارستان ساخت و نام آن را خيابان شفادهندگان قرار داد. همچنين پيشه وران و صنعتگران ديگري را كه

از كشورهاي مختلف منتقل شده بودند به گروههايي تقسيم كرد و هر گروه را در خيابان جداگانه اي منزل داد.

 اما دوران شكوه و خوشي هرگز تا ابد نمي پايد و بدبختي از پس خوشبختي همواره در اين زندگي مادي روان است. در اثر حسادت هايي كه به خواجه رشيد الدين شد وي وپسرش به  قتل رسيدند و اموالش ضبط دولت شد و موسساتش از دريافت عوايدي كه وقفشان شده بود محروم ماندند. چندي نگذشت كه دوران هرج و مرج شروع شد و ايلخانيان كه نزديك به هفتاد و پنج سال صلح و ثبات بر ايران بزرگ برقرار ساخته بودند دچار انقراض شدند و قلمروشان به اميرنشين هاي كوچك تجزيه گشت و آتش جنگ در ميان ايرانيان برخواست.

آنچه كه در اين سلسله بيش از هرچيز رخ مي نمايد آنكه حاكمان به دور ازبخل و تعصب و جهالت هر كه انديشه اي در ذهن و هنري در دل داشت به پاس آنكه فكر مي كند و مي انديشد و توليد مي كند فراي آنكه چه مي انديشد در حمايت خود قرار مي دادند و پيش از آنكه تعريفي ظابطه مند از تعهد ارائه دهند وپيش از آنكه نگران محصول كار آنان باشند و حصاري و محدوديتي و سكوتي و سكوني براي انديشيدن بيافربنند حكومت خود را وقف حركت در راه تعالي انديشه مي كردند.

 

این دوران نشان دهند خرد ذاتی  ملت ترک و مغول و بی لیاقتی وبی خردی ایرانیان است
نوع مطلب :
نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387 توسط اراز عزیزی | لينك ثابت |
عناوين آخرين مطالب ارسالي
تبليغات