تبليغاتX
ترکمورونو -
تبليغات
پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به اين وبلاگ خوش آمديد . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ ياري رسانيد .






لغت
بقيع در لغت به زمين گسترده و بزرگى گويند که داراى درخت باشد که يکى از آنها، بقيع (غرقد) است. غرقد، نام درختى است که در آن محيط بوده است،  گرچه بعدها آن درختان را کندند، ولى اسم آن باقى ماند و اين زمين، معروف به بقيع الغرقد شد.

مساحت

اين قبرستان از زمان رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏وآله تا کنون باقى است و حدود ده هزار نفر از ياران پيامبر (ص) را در خود جاى داده است.
بقيع، زمين مستطيل شکلى در شرق مدينه است که 100 در 150 متر بوده است؛ ولى بارها توسعه پيدا کرده است. برخى آن را در اصل 80 در 80 متر دانسته‏اند که بعدها با اضافه شدن حش کوکب و... به آن، به 150 در 100 متر رسيد.

آغاز

ابورافع مى‏گويد: رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏وآله در صدد تهيه مکانى براى دفن ياران خود بود و جاهاى مختلفى را در اطراف مدينه ملاحظه کرد تا آن که به بقيع الغرقد رسيد و فرمود: به من دستور داده شده که اين مکان را قرار دهم.

اولين مدفن در بقيع

از برخى روايات، استفاده مى‏شود که اولين کسى که در بقيع دفن شد، عثمان بن مظعون بود؛ همان گونه که از حضرت اميرمؤمنان على عليه‏السلام روايت شده که اولين کسى که در بقيع دفن شده، عثمان بن مظعون و پس از او، ابراهيم، پسر پيامبر بود. از برخى روايات نيز فهميده مى‏شود که اولين کسى که در بقيع دفن شد، اسعد بن زرارة بود. او به هنگام ساخت مسجد النبى، از دنيا رفت. ممکن است گفته شود که اولين کسانى که در بقيع دفن شدند، از مهاجران، عثمان بن مظعون و از انصار، اسعد بن
زراره بوده‏ است ، و يا آن که گفته شود که اسعد بن زرارة، در بقيع دفن شد؛ پيش از آن که آن مکان، به عنوان قبرستان عمومى، در نظر گرفته شود.

وقفى نبودن بقيع

بقيع، يک زمين وقفى نيست؛ چون ملک کسى نبوده است و وقفيت، فرع ملکيت است؛ وپس از تصميم براى دفن، مردم درختان آن را کندند و عده‏اى هم آمدند و براى خود در آن خانه ساختند. بنابر اين چلوگيري وهابيون از بازسازي بقيع تحت عنوان وقف بودن بقيع بهانه اي بيش نيست، علاوه بر آنکه خصوص امامان بقيع در خانه شخصي عقيل بن ابي طالب دفن گرديدند.

فضيلت بقيع

بقيع به خاطر قدوم مبارک رسول خدا و ائمه معصومين عليهم‏السلام و دفن چهار تن از امامان عليهم‏السلام و ساير مؤمنان، شهيدان ونيکان، داراى شرافت زيادى است. ابوحجر اسلمى از رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏وآله، چنين روايت کرده است: کسى که در مکه يا مدينه بميرد، مورد حساب واقع نگردد و مهاجر به سوي خدا محسوب شود و روز قيامت، با اصحاب بدر محشور مى‏شود همچنين از رسول
خدا صلى‏ الله‏ عليه‏وآله، چنين روايت شده است که روز قيامت، هفتاد هزار نفر از بقيع، بى‏حساب راهى بهشت مى‏شوند؛ در حالى که صورت آنها چون ماه شب چهاردهم، مى‏درخشد.

نزول يک آيه در بقيع

سيوطى از انس روايت مى‏کند که دو آيه «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً. إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً» در بقيع نازل شد.

پيامبر و بقيع

رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏وآله، به قبرستان بقيع مى‏رفت و مشغول دعا مى‏شد و براى مردگان، طلب رحمت و آمرزش مى‏کرد. علاوه بر اين، وى در شامِ هر پنج‏شنبه، به همراه عده‏اى از مردم، به بقيع مى‏رفت. از اين رو، فقيهان ما، فتواى مستحب بودن زيارت قبور را داده‏اند. علاوه به اين، گاهى پيامبر، آخر شب به تنهايى به بقيع مى‏رفت و براى اهل بقيع، دعا مى‏کرد. جالب اينجاست که جايگاه ايستادن رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏وآله در بقيع، کنار قبور فعلى ائمه بقيع بوده است. جعفر خالد بن عوسجى، نقل مى‏کند که شبى در گوشه خانه عقيل بن ابيطالب، مشغول دعا بودم که امام صادق عليه‏السلام از کنارم عبور کرد و مى‏خواست به سمت عريض برود که فرمود: اين جايى که ايستاده‏اى، جايگاه شبانه رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏وآله در بقيع بوده است و مى‏دانيم که اهل بيت عليهم‏السلام، در خانه عقيل، به خاک سپرده شدند.

همچنين در برخى روايات، از حضور رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏وآله، در شب نيمه شعبان در بقيع و نيز از سجود رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏وآله در بقيع ، نماز رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏وآله در بقيع،  خواندن نماز باران در بقيع  و دعاى آن حضرت در آن جا  مطالبى نقل شده است. سلمان فارسى نيز مهر نبوت رسول خدا را در قبرستان بقيع ديد.  برخى روايات نيز از زبان رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏وآله در قبرستان بقيع نقل شده است که برخى از آنها در فضيلت اميرمؤمنان على عليه‏السلام  و امام مهدى عليه‏السلام است.   که تفصيل آن را در کتاب (بقيع الغرقد في دراسه شامله) آورده ايم.

بقيع و عترت پيامبر(ص)

اميرمؤمنان على عليه‏السلام، يک شب در بقيع، درباره اسرار حرف «با» بسم الله الرحمن الرحيم، تا طلوع فجر سخن گفت  و به پايان هم نرسيد.

محل نماز حضرت فاطمه عليهاسلام در قبرستان بقيع، مشخص بود. شيخ صدوق سفارش مى‏کرد که پس از زيارت امامان بقيع، در مسجدى که در آن جاست و گفته مى‏شود که مکانى است که فاطمه عليهاسلام در آن نماز گزارده است، دو رکعت نماز بخوانيد.  ظاهراً مقصود، همان بيت الاحزان است که در نزديکى قبور امامان بقيع بوده است و وهابيان آن را تخريب کردند. بيت الاحزان فاطمه را بايد خانه اسرار فاطمه ناميد. اين جا، جايى بود که على عليه‏السلام آن را براى فاطمه عليهاسلام ساخته بود آن حضرت با حسنين عليهماالسلام، در آن جا حضور مى‏يافت و تا شب، به گريه مى‏پرداخت.

امامان بقيع درباره بقيع، گفت‏وگوهايى دارند که تفصيل آن در جاى خود آمده است.

عنايت مسلمانان به زيارت بقيع

عالمان شيعه و سنى در کتاب‏هاى خود، مردم را به زيارت قبرستان بقيع ترغيب نموده‏اند. علاوه بر فقيهان وعالمان بزرگ شيعى، شخصيت‏هايى از اهل سنت چون عبدالکريم بن عطاء الله مالکى، محمد بن شربيني، بکري دامياطي، فاکهى، نووى، غزالى، صالحى شامى و... به آن تصريح کرده‏اند.

آداب زيارت قبور ائمه بقيع

مستحب است که براى اين زيارت، سه کار انجام شود؛ غسل، زيارت و خواندن هشت رکعت نماز (براى هر امام، دو رکعت).

بنا به تصريح برخى از مراجع بزرگوار، مانند حضرت آيه‏الله وحيد خراسانى، ادب زيارت حکم مى‏کند که براى زيارت ائمه در قبرستان بقيع، با پاى برهنه وبدون کفش وارد شوند و زيارت کنند.

پيراستن حرم امامان بقيع

مسلمانان از ديرباز، اقدام به بازسازى و ساختن گنبد براى شخصيتهاي بزرگ اسلامي کردند که گنبد سبز پيامبر و گنبدهايى که در عراق، ايران، سوريه، مصر، ترکمنستان و .. وجود دارند، شاهد اين مطلب هستند و تنها وهايبان، به خاطر تحجر و کج‏فهمى‏اى که دارند، بااين کار مخالفت کرده‏اند.

يکى از کسانى که اقدام به ساخت گنبد بر مزار امامان بقيع نمود، ابوالفضل اسعد بن محمد بن موسى قمى اردستانى مجدالملک است. او در آخر قرن 5، کشته شد.  همچنين الناصر لِدين الله، خليفه عباسى، در سال 560 ق. اقدام به تعمير گنبد امامان بقيع کرد  و نيز ابوطالب عبدالله بن حسين بن ميرزا رفيع‏الدين حسينى مرعشى نيز اقدام به تعمير و بازسازى حرم امامان بقيع نمود.

در دوره قاجاريه، محمد بن على امين السلطنه، اقدام به نهادن ضريحى از فولاد بر روى قبور نمود. او قصد داشت ضريحى نقره‏اى نيز براى آنها قرار دهد که مانع کار او شدند.

سيد على قطب هزار جيبى نيز آخرين ضريح فولادى را - که در اصفهان ساخته شده بود - به مدينه برد و با زحمت و سه سال معطلى در جده، بر قبور مطهر ائمه بقيع نهاد  که اين ضريح نيز در سال 1343 ق. توسط وهابيان از جا کنده شد و قطعاتى از آن، تا سال ???? هـ.ش بر ديوار شهداى احد وجود داشت.

مرحوم سيد محسن امين مى‏نويسد: سلطان عبدالمجيد عثمانى - که گنبد قبر پيامبر را ساخت - دستور داده بود که براى امامان بقيع نيز گنبدى همانند گنبد پيامبر (ص) بسازند؛ ولى با مخالفت برخى از اهل مدينه مواجه شد.  غير از قبور مطهر امامان بقيع، بيت الاحزان، قبر حليمه سعديه، قبور دختران و همسران پيامبر، قبر مالک و قبور عمه‏هاى پيامبر نيز داراى گنيد بودند که همه آنها توسط سلفيان تخريب شد.

فاجعه تخريب بقيع

همانگونه که گفته شد مسلمانان از آغاز، به قبور بزرگانشان توجه داشتند و بر فراز آنها، گنبدهايى مى‏ساختند که از جمله آنها، گنبد قبر مطهر رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏وآله است که از اول تا کنون، بوده است. مزار بزرگان و امامان بقيع نيز از اين قاعده مستثنى نيست. ابن جبير (قرن 6) در سفرنامه خود، بقيع را به زيبايى توصيف کرده، از گنبد زيبا و بسيار بلند ائمه بقيع، ياد کرده است.  پس از او، ابن بطوطه نيز همان توصيف را دارد.

سمهودى نيز از گنبد ائمه اهل بيت، به عنوان گنبد باعظمت و بلند ياد کرده است؛ اما جريان واپس‏گرا و متحجر وهابى، در 8 شوال سال 1344ق. اقدام به تخريب آن نمود و به احساسات ميليون‏ها نفر از مسلمانان، توجهى نکرد. جالب اين جاست که آنها اقدام به نگهدارى از لباس‏ها و اسباب منزل، خانه، شمشير و تخت‏خواب آل‏سعود نموده‏اند و از آثار يهوديان مدينه نيز تا کنون محافظت کرده‏اند؛ ولى آثار رسول خدا و اهل بيت او عليهم‏السلام را خراب کردند.

عکس‏العمل مسلمانان در تخريب بقيع

تخريب بقيع، با عکس‏العمل شديد مسلمانان و به ويژه، شيعيان جهان، مواجه گرديد. مسلمانان ايران، عراق، قفقاز، آذربايجان، ازبکستان، ترکمنستان، قزاقستان، تاتارستان، ياشقيرستان، ترکيه، افغانستان، چين، مغولستان و هندوستان، در برابر اين مسئله، موضع‏گيرى کردند  دولت و مجلس آن روز ايران نيز در اين زمينه، موضع‏گيرى رسمى کرد.  همچنين فقيهان وبزرگانى چون سيد ابوالحسن اصفهانى، شيخ محمد خالصى و شهيد سيد حسن مدرس، اين اقدام را محکوم کردند.

در کنفرانس کشورهاى اسلامى، مرحوم شيخ محمدحسين کاشف الغطاء، سيد امين حسينى مفتي فلسطين، و سيد محمدتقى طالقانى (آل احمد) نماينده آيه‏الله بروجردى در مدينه، شرکت کردند. همچنين مراجع وبزرگانى ديگرى مانند حاج شيخ عبدالکرى حائرى، حاج آقا حسين قمى، سيد محسن حکيم، سيد هبه‏الدين شهرستانى و امام خمينى، در اين مورد، موضع‏گيرى کردند وحضرت امام خمينى در اين زمينه، نامه‏اى خطاب به شاه عربستان نگاشت.

اجساد جاويدان

بدن سالم ? تن از فرزندان امام جعفر صادق عليه‏السلام -پس از گذشت بيش از ???? سال از فوتشان- در بقيع دفن شده است.

يکى از آنان، اسماعيل بن جعفر است که قبر وى پيش از درب اصلي فعلىِ قبرستان بقيع بوده است. به هنگام ايجاد خيابان ابوذر - که امتداد آن به بقيع رسيد - مجبور به نقل جسد على و جعفر شدند که به هنگام خاک‏بردارى، قبر وى ويران شد و جسد سالم وى يافت شد که به درون قبرستان بقيع منتقل و در ضلع شرقى شهداى حره، دفن شد. علامت قبر وى، پس از مدتى توسط وهابيان برداشته شد.

على بن جعفر عريضي، فرزند ديگر امام صادق عليه‏السلام است که تا دوره امام جواد عليه‏السلام زنده بود. قبر وى در عريض - يکى از روستاهاى اطراف مدينه منوره و نزديک به منطقه احد - قرار داشت که اينجانب به زيارت آن رفته بودم، وچند سال پيش، عوامل مزدور وهابيت، اقدام به تخريب قبر وى نمودند؛ ولى -بنا به شهادت برخي از موثقين مثل حجت الاسلام والمسلمين شيخ حسن راضي از علماي احساء وحجت الاسلام والمسلمين شيخ حسين رضواني مسئول وقت دفتر نماينگي بعثه مقام معظم رهبري در مدينه- با جسد سالم وى مواجه شدند که با انتقال جسد مطهر وي  به قبرستان بقيع، نزديک قبور اهل بيت دفن گرديد.



محمدامين پورامينى


 



  • کلمات کليدي : ندارد
  • نوشته شده در  سه‏شنبه 7/8/1387ساعت  12:18 صبح  توسط حنيف عليدوستي 
      نظرات ديگران( 0)


    نوع مطلب :
    نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 توسط اراز عزیزی | لينك ثابت |
    عناوين آخرين مطالب ارسالي
    تبليغات